در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۶۱، ۳ خواهر میرابل بعد از ماهها شکنجه توسط سازمان امنیت جمهوری دومینیکن به قتل رسیدند جرم آنها شرکت در فعالیتهای سیاسی علیه رژیم دیکتاتوری حاکم بر دومینیکن بود. ۲۰ سال بعد در همایشی در بوگوتا، روز قتل خواهران میرابل به عنوان روز منع خشونت علیه زنان پیشنهاد شد. هدف از این پیشنهاد آن بود که هم به تلاش و جسارت این خواهران ادای احترام شود و هم افکار عمومی بیش از پیش به سوی منع خشونت علیه زنان سوق یابد. سال ۱۹۹۹ سازمان ملل ۲۵ نوامبر را به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان به رسمیت شناخت.
بعضی گمان میکنند که خشونت علیه زن تنها به معنی آسیب جسمانی و کتک زدن است در حالی که خشونت علیه زنان معنای گستردهای دارد. خشونتهای کلامی و رفتاری تاثیر بیشتری نسبت به خشونتهای فیزیکی دارند زخمهایی که روی پیکر زنان پدید میآید شاید با گذر زمان بهبود یابند؛ ولی زخمهای روحی و روانی به سادگی بهبود نخواهند یافت و اگر درمان نشوند عمیقتر میشوند
خشونت علیه زنان همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست؛ خشونت اضطرابی است که در جان زن است که فکر میکند باید لاغرتر باشد چاقتر باشد، زیباتر باشد، خوشحالتر باشد سنگینتر باشد، خانهدارتر باشد، عاقلتر باشد.
خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی، سنی و جغرافیایی یافت میشود اما در برخی از گروه ها شایع تر است. خشونت علیه زنان از طرف هر فردی و با هر عنوان و سطح سوادی که باشد نشان از ضعف درونی و نبود اخلاق و منطق است. خشونت بازتابی از حس پرخاشگری است. یکی از انواع خشونت، خشونت خانگی است که در سطح خانواده اعمال و منجر به آسیب یا رنج جسمی، روانی و جنسی زنان میشود. از مهمترین علل بروز خشونت علیه زنان، عدم اگاهی از مهارت های زندگی، فقرفرهنگی، عدم تناسب اجتماعی، فقر مالی، دخالت اطرافیان واختلالات روانی را میتوان نام برد.
انسان امروز در هر جایگاهی که باشد به نوعی در معرض انواع خشونتها قرار دارد و این مفهوم با زندگی روزمره او گره خورده است.در این میان زنان و کودکان به شکلی دیگر قربانیان اشکال مختلف خشونت هستند. خشونتی که همیشه جان و جسمشان را زخمی نمیکند. گاهی زخم بر آرزوها و آرمانهایشان میزند و آیندهشان را قربانی میکند. لذا این یک حقیقت انکار ناپذیر است که زنانی اگر آگاه باشند، فرزندانی تربیت میکنند که تن به هیچ تفکر تند و غیرمعقولی نمیدهند و سرباز هیچ لشگر تندرو و متعصبی نمیشوند.
بسیاری از مردم گستردگی خشونت فیزیکی علیه زنان را باور ندارند و یا با کم اهمیت جلوه دادنش در تلاشند تا از این مسئولیت اجتماعی شانه خالی کنند. همه افراد به عنوان افراد یک جامعه وظیفه دارند با حمایت از قربانیان، آنها را برای بدست آوردن توان و حقوق پایمال شدهشان تشویق کنند و آزارگر را وادار به پاسخگویی کنند. یادمان باشد خشونت خانگی توافقی نیست و قربانی به دلایل متفاوتی از جمله وابستگی عاطفی، نبود حمایت اجتماعی و خانوادگی، وابستگی اقتصادی به آزارگر و یا ترس از دست دادن یا آسیب رسیدن به فرزندان در رابطه باقی میمانند.
آمار خشونت علیه زنان به شدت غیرقابل اعتماد است زیرا که قربانیان به هزاران دلیل یا صحبت نمیکنند و یا صدایشان شنیده نمیشود. خشونت خانگی علیه زنان فقط دست شکسته یا پهلوی کبود یک خانم از طبقات پایین اجتماع نیست و میتواند به سادگی یک کبودی باشد یا به پیچیدگی تهدید، تحقیر، تمسخر و دیگر آزارهای کلامی. تلاش در راستای ایجاد محیط امن و حمایتگر برای مادران آزاردیده بوده تا میتواند با شکستن چرخه خشونت زندگیای زیباتر برای خود و فرزاندانشان به وجود بیاورد.
خشونت های روانی، جسمی و جنسی علیه زنان همیشه از طرف خشونت گر با توجیه همراه است. بسیاری از زنان به دلیل آنکه راه گریزی از شرایط خشونت ندارند، و یا به خاطر فرزندانشان، خانه را ترک نمیکنند و با آسیب های فراوان روانشناختی و جسمانی روبه رو می شوند.
کودکانی که شاهد دائمی خشونت در خانه یا محله خود هستند، از طرفین الگوبرداری می کنند و در بزرگسالی با پذیرفتن نقش خشونت گر یا قربانی، در تکرار این چرخه ویران گر سهیم می شوند.
گوش کردن به صدای رنج زنان، علاوه بر التیام زخم های آنان، باعث آگاهی بخشی درباره انواع خشونت و اثرات جبران ناپذیر آن می شود.
در جهت کاهش وکنترل خشونت های خانگی علیه زنان میتوان فعالیت های زیر را انجام داد:
۱- حمایت و توانمند سازی زنان و دخترانی است که در معرض خشونت قرار دارند و یا مورد خشونت واقع گردیده اند.
۲- تامین محل امن جهت زنان در معرض خشونت یا خشونت دیده و فرزندان آنها
۳- مداخله در مشکل یا وضعیت فرد خشونت دیده یا در معرض خشونت به منظور ارتقاء سطح دانش و آگاهی آنها و خانواده هایشان و کمک به درک موقعیت خود در شرایط خشونت زا و به کارگیری شیوه های پیشگیرانه.
۴ - ارتقاء توانمندی های زنان و خانواده هایشان جهت مقابله با مسائل فردی و اجتماعی در شرایط بحرانی از طریق ارائه خدمات تخصصی به موقع
۵- شناسائی سایر آسیبهای اجتماعی مرتبط با خشونت علیه زنان و مداخله در جهت کنترل و یا رفع آنها
۶- اطلاع رسانی و آگاهسازی عمومی در رابطه با خشونت علیه زنان، نشانه ها و راهکارها
۷- برگزاری کلاس های آموزشی با هدف ارتقاء مهارتهای زندگی – ارتباطی – فنی – شغلی و....
گردآورنده متن: سیده مریم خادمی
گرافیست: مریم خالقی نیا
ارسال نظر